اجتناب كردن از توریست گردشگری آمریکایی

اجتناب كردن از: توریست گردشگری آمریکایی کره شمالی اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار حوادث روایت 10 سال زندگی با خیانت همسر ، نامه های باعشق ای که زندگی ام را سوزاند

سال هاست که دیگر از آن علاقه و علاقه ای که در نامه های باعشق اش موج می زد، خبری نیست من آن علاقه مرده را در قلبم دفن کرده ام به طوری که دیگر بر اثر گذشت وقت نه

نامه های باعشق ای که زندگی ام را سوزاند/ روایت 10 سال زندگی با خیانت همسر

عبارات مهم : زندگی

روزنامه خراسان در صفحه حوادث خود در مطلبی نوشت:

روایت 10 سال زندگی با خیانت همسر ، نامه های باعشق ای که زندگی ام را سوزاند

سال هاست که دیگر از آن علاقه و علاقه ای که در نامه های باعشق اش موج می زد، خبری نیست من آن علاقه مرده را در قلبم دفن کرده ام به طوری که دیگر بر اثر گذشت وقت نه تنها به فراموشی سپرده شده است است بلکه هر روز تنفرم از این «عشق مرده» زیاد می شود. دیگر سال هاست که خیانت های همسرم بر زندگی خالی از مهر و عاطفه ام سایه انداخته است و من در این منزل سرد و بی روح، چون مترسکی متحرک سرنوشت می گذرانم ولی وقاحت و بی شرمی های همسرم تا جایی رسید که مزاحمت های خیانت بارش جهت یکی از نزدیکانم شروع شد و …

زن 30 ساله که از شنیدن جملات دردناک دختر عمویش زجر می کشید در حالی که بیان می کرد هر کلمه ای که راجع به خیانت های همسرم بر زبان دختر عمویم جاری می شود گویی تیری آغشته به زهر است که بر قلبم می نشیند، به کارشناس و مشاور اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: درست 10 سال قبل بود که نخستین نامه باعشق «شهروز» را با هیجان خاصی باز کردم او هر روز از کنار پنجره منزلمان که رو به خیابان باز می شد، می گذشت. شهروز به بهانه های مختلفی کنار خودروهای پارک شده است یا پشت درختان حاشیه خیابان می ایستاد و پنهانی چشم به پنجره می دوخت. من هم که عاشق قیافه جالب او شده است بودم گاهی از کنار پنجره عبور می کردم و نیم نگاهی به او می انداختم تا این که روزی در منزل تنها بودم و او نامه ای سراسر از علاقه و عاطفه را کنار پنجره قرار داد و رفت.

سال هاست که دیگر از آن علاقه و علاقه ای که در نامه های باعشق اش موج می زد، خبری نیست من آن علاقه مرده را در قلبم دفن کرده ام به طوری که دیگر بر اثر گذشت وقت نه

با خواندن آن نامه پر از احساسات قشنگ دل به او بستم و جهت ازدواج با شهروز پدر و مادرم را در تنگنا قرار دادم.

آن روز نمی دانستم که این نامه های باعشق فراتر از یک اشتباه دوران جوانی است و زندگی ام را نابود می کند. آیا که نمی فهمیدم شعله های عشقی که با نامه زبانه می کشد روزی با وزش یک باد به سوی زنان و دختران دیگر نیز رهسپار خواهد شد و زندگی های زیادی را به خاکستر تبدیل می کند. با آن که اکنون 10 سال از آن روزها می گذرد ولی من از همان اوایل زندگی یکسان به خبر ها و تلفن های همسرم مشکوک شدم و به خیانت هایش پی بردم با وجود این نمی توانستم ماجرای خیانت هایش را آشکار کنم آیا که از نگاه ها و سرزنش های خانواده ام شرم می کردم. در دلم غوغایی برپا بود و زحمت و عذاب سراسر وجودم را می سوزاند آیا که یک زن تنها چیزی را که در زندگی نمی تواند تحمل کند «خیانت» است.

بالاخره بعد از گذشت هفت سال دیگر طاقت نیاوردم و به او گفتم که از همه چیز خبر دارم ولی شهروز با وقاحت مقابلم ایستاد و گفت دوست دارم با زنان دیگر ارتباط داشته باشم با این جمله رشته باریک علاقه ام به او نیز بریده شد و در واقع از او طلاق عاطفی گرفتم او حتی از پسر هشت ساله ام نیز شرم نمی کند و در حالی به کارهای زشتش ادامه می دهد که این بار جهت دختر عمویم مدام ایجاد مزاحمت می کند. عالیه هم که نمی خواهد همسر و بستگانش چیزی از این ماجرا بفهمند جهت پیشگیری از یک درگیری خونین عنوان را جهت من بازگو کرد. من هم از او خواستم تا از شوهرم شکایت کند شاید به خاطر موقعیت اجتماعی اش دست از این اعمال کثیف بردارد. ولی ای کاش …

روایت 10 سال زندگی با خیانت همسر ، نامه های باعشق ای که زندگی ام را سوزاند

واژه های کلیدی: زندگی | پنجره | خیانت همسر | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs